۲- شازده روزهایی که خونه مامان بزرگش می مونه و من میام سر کار خیلی بهش خوش می گذره ٬ آنقدر که وقتی من می رسم خونه فقط از راه دور لبخند تحویل می ده و مثل قدیمها نمی پره بغلم ٬ می بینین تو رو خدا.
۳- راجع به مطلب قبلی بگم که من مظلوم نمایی نکردم ٬ چون شما کلاْ دوطرف رو نمی شناسین ولی من که می شناسم که هر دوشون مشکل دارن ولی در کل وقتی این جور مسایل پیش می آد من یک کمی که نه بیشتر از یک کمی به هم می ریزم.
۴- هفته ای ۲ روز آمدن سر کار باعث شده کارهام خیلی روی هم انباشته بشه ولی از خونه موندن هم زیاد راضی نیستم ٬ به نظرم باید مهدکودک رو جدی بگیرم.
۵- از ۸ صبح تا الان که ۱۰:۱۵ است دارم این مطلب رو می نویسم ٬ یعنی ۱ خط نوشتم و چند تا کار انجام دادم به بزرگی خودتون ببخشید اگر به قول گلمریم درست و حسابی نیست.
پی نوشت: بابا من نگفتم که اینترنت و موبایل بد است و عامل فساد است ٬ منظورم این بود که معمولاْ تو ایران از همه چی جنبه منفی اش رو بیشتر همه دوست دارن ٬ سوتفاهم نشه بابا.
اینجا محل ثبت خاطرات پسر کوچولوی ماست. باشد که بعدها از دیدنش لذت ببرد...