آیا ما می تونیم تو روابطمون برای طرف مقابل تعیین تکلیف کنیم ٬

آیا وقتی طرف مقابل به آنچه ما رو خوشحال می کنه اهمیتی نمی ده و حتی گاهی کارهایی می کنه که می دونه ما ناراحت می شیم باز هم باید به این رابطه ادامه داد ٬

آیا باید با طرف دعوا کرد و بداخلاقی کرد و مجبورش کرد که مطابق خواست ما عمل کنه ٬

آیا باید روی روابط طرف مقابلمون با دیگران حساس بود ٬

آیا اگر دعوا کردیم و بداخلاقی کردیم و هر روشی بلد بودیم انجام دادیم تا طرفمون به حرفمون گوش بده و نداد باز هم باید این رابطه رو دنبال خودمون بکشیم ٬

آیا اینطوری عزت نفسمون زیر سوال نمی ره ٬

آیا رابطه ای که پر از تنش باشه ٬ پر از بایدها و نبایدها باشه ٬ پر از دلگیری از رابطه طرف با عده ای خاص باشه ارزش ادامه دادن داره ٬

دوست عزیزم ٬ با شمام ٬ تمام این حرف ها رو چندین و چند بار برات گفتم ولی اثر نداشته و تو همچنان داری رابطه ای سرشار از تنش رو دنبال خودت می کشونی ٬ شاید اگر اینجا رو بخونی بیشتر در تو اثر کنه.

دوستم ٬ تو حق نداری برای دیگران تصمیم بگیری که چه بکنن و چه نکنن ٬ اگر اونا کارهایی رو می کنن که تو نمی پسندی این تو هستی که باید در مورد دوستیت با اونا تصمیم بگیری ٬ شاید بشه برای مدت کوتاهی کسی رو مجبور به کاری کرد ولی بعد از مدتی طرف رو خسته می کنی ٬

دوست من فکر کنم زیاد شنیده باشی که "از عشق زنجیر نسازید" ٬ اگر کسی رو دوست داری همینطور که هست دوستش داشته باش ٬ اگر کارهاش اذیتت می کنه تحمل کن چون دوستش داری ٬ اگر نمی تونی تحمل کنی و مدام داری خودت رو عذاب می دی پس قیدش رو بزن ٬ چون تو هیچ وقت نمی تونی همه رفتار کسی رو تغییر بدی.

نمی دونم چرا به حرفام گوش نمی دی ٬ شاید زیادی شعار می دم و ایده آل فکر می کنم ولی ناراحت می شم وقتی می بینم مدام داری خودت رو عذاب می دی.