من و آقای همسر وقتی می خواستيم اسم ارشک رو انتخاب کنيم خيلی کتاب اسم خونديم ، يعنی آقای همسر خوند و يک دفترچه به ترتيب حروف الفبا درست کرد و همه اسمهايی رو که پسنديديم نوشت و از اونجايی که ما  خيلی دورانديش هستيم ، به دليل صرفه جويی در وقت اسم های دخترونه رو هم نوشتيم تا مجبور نشيم همه کتابها رو دوباره بخونيم.

ديشب شيطنتم گل کرده بود ، اون دفترچه رو آوردم و شروع کردم به انتخاب اسم دختر و آنقدر ادامه دادم تا صدای آقای همسر درآمد.

ولی امروز فکر می کردم اگر دختردار شدم و دخترم رفت مدرسه و با چيزهايی که شنيد و ياد گرفت با من و پدرش اختلاف عقیده پیدا کرد چی؟

اگر نشست پای برنامه خاله نرگس و شنيد که " دخترای گلم وقتی ۹ سالتون شد بايد حجابتون رو کامل کامل حفظ کنين و هیچ تار مویی از شما پیدا نباشه که خدا از دستتون ناراحت بشه ، بايد روزه بگيرين و پدر و مادرا هم نگن که بچه هامون ضعيفن چون هر کار سختی برای خدا باشه ارزش داره " و  پرسيد چرا ٬ چی بهش بگم.

اگر وقتی ۹ سالش شد و هنوز دلش می خواست بچگی کنه ٬ بهش گفتن باید روزه بگیری و حجاب کنی و ..... و نتونست تصمیم درست بگیره و نتونست دینش رو از همه جوانب بشناسه و همونی رو شناخت که تو مدرسه بهش دیکته کردن و بعد بزرگترا رو دید که رفتارشون با دیدگاه اون نمی خونه و گیج شد و ذهنش پر شد از سوال و اما و اگر و .....

من چه جوری جواب سوالاشو بدم؟؟