ديشب شيطنتم گل کرده بود ، اون دفترچه رو آوردم و شروع کردم به انتخاب اسم دختر و آنقدر ادامه دادم تا صدای آقای همسر درآمد.
ولی امروز فکر می کردم اگر دختردار شدم و دخترم رفت مدرسه و با چيزهايی که شنيد و ياد گرفت با من و پدرش اختلاف عقیده پیدا کرد چی؟
اگر نشست پای برنامه خاله نرگس و شنيد که " دخترای گلم وقتی ۹ سالتون شد بايد حجابتون رو کامل کامل حفظ کنين و هیچ تار مویی از شما پیدا نباشه که خدا از دستتون ناراحت بشه ، بايد روزه بگيرين و پدر و مادرا هم نگن که بچه هامون ضعيفن چون هر کار سختی برای خدا باشه ارزش داره " و پرسيد چرا ٬ چی بهش بگم.
اگر وقتی ۹ سالش شد و هنوز دلش می خواست بچگی کنه ٬ بهش گفتن باید روزه بگیری و حجاب کنی و ..... و نتونست تصمیم درست بگیره و نتونست دینش رو از همه جوانب بشناسه و همونی رو شناخت که تو مدرسه بهش دیکته کردن و بعد بزرگترا رو دید که رفتارشون با دیدگاه اون نمی خونه و گیج شد و ذهنش پر شد از سوال و اما و اگر و .....
من چه جوری جواب سوالاشو بدم؟؟
اینجا محل ثبت خاطرات پسر کوچولوی ماست. باشد که بعدها از دیدنش لذت ببرد...