فکر کنم قبلاْ گفتم که آقای همسر بنده خیلی خیلی مهربون تشریف دارن و کلاْ به هیچ کس نه نمی گن الا به من و بچه ها هم که دیگه کاملاْ استثنا هستن و اگر بگن ما می خواهیم فرق سر شما سوار شیم هم ایشون نه نمی گن ٬

من چون رفتار ایشون رو با برادرزاده ها و خواهرزاده شون دیده بودم همیشه نگران لوس شدن بچه خودمون بودم ولی گویا بچه ما هم چون در خانواده ماست از شعور بالایی برخوردار است و خیلی می فهمه دومین نفری است که از زبون بابا جونش نه می شنوه ٬

چند بار که ارشک کار خیلی بدی انجام داده مثل دست زدن به سیم برق یا برداشتن ظرفهای شکستنی از تو کابینت و دویدنش تو خونه یا .... بابا جونش که خواسته تنبیه شه ٬ علاوه بر نگاه کردن تو چشماش و گفتن اینکه کارش خیلی بده گوشش رو هم گرفته ٬ این چند بار شاید ۲ یا ۳ بار باشه ٬

حالا تازگی ها وقتی یک کاری می کنه که من می گم نکن مادر جون ٬ زودی گوشش رو می گیره می ره پیش باباش که یعنی بیا گوشمو بگیر ٬ نیشش هم که همیشه بازه ٬ دیگه مگه می شه دعواش کرد با این کارش ٬ شما باشین خندتون نمی گیره آخه .....