پسرم امروز دقیقاْ ۶ ماه و ۲۰ روزت است. هرگز فکر نکردم که نگهداری از تو اینقدر سخت باشه مخصوصاْ اینکه راجع به همه چیز باید خودم تصمیم بگیرم.
دیشب بعد از ۵ سال زندگی مشترک سر شام شما با پدرت دعوا کردیم و سر هم داد زدیم.
باورت می شه ؟
کاشکی صبرم بیشتر باشه.
کاشکی یکی بود راهنماییم می کرد.
مهمتر از همه
کاشکی تو خوب غذا می خوردی....
خندم میگیره که آرزوهام اینقدر کوچک شده اند. خدا منو ببخشه....
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶ ساعت 7:55 توسط مامان ارشک
|
اینجا محل ثبت خاطرات پسر کوچولوی ماست. باشد که بعدها از دیدنش لذت ببرد...