آخه یکی نیست به من بگه مجبوری خودتو مجبور کنی برای پسرکت که فقط ۳ هفته است رفته مهد کادوی روز معلم بخری؟

آخه یکی نیست به من بگه زبونت درد می گرفت اگر اون روز که رفتی و دیدی میزشون پر گل است تبریک بگی؟

آخه یکی نیست به من بگه چرا سفارش دادی به زن داداش طفلیت که بره روسری ارزون بخره و اون بنده خدا رو فرستادی تا ...... ؟

آخه یکی نیست به من بگه وقتی دیدی روسری ها معلومه که ارزونن چرا کادوشون کردی و آقای همسرو با هزار و یک خواهش مجبور کردی ببره مهد؟

حالا هر کدوم از اونایی که براشون روسری خریدم رو می بینم ٬ اگر دیر بخنده می گم داره تو دلش بهم فحش می ده ٬

آخه یکی نیست به من بگه تو که همیشه سعی می کردی کادوهای آبرومندانه بخری چرا این دفعه خام شدی؟

آخه تقصیر آقای همسر هم هست دیگه ٬ بهش گفتم فرداش شیرینی بخریم ببریم ٬ از تنبلی که بره بیرون گفت نه ٬ حالا خودش هی می گه رفتی روسری ۳ تا هزار تومن خریدی توقع داری تحویلت هم بگیرن ٬

آخه یکی نیست به من بگه چرا نرفتم کتاب بخرم براشون آخه؟

آخه حالا من مگه مجبور بودم کادو بخرم ٬ اونم این همه دیر؟

آخه حالا چی کار کنم؟ آخه یعنی خیلی ناراحتم از کاری که کردم.

چه بد است این مراسم کادو بردن ٬ دوستم فرمودن ۲۴ خرداد روز زن است باید دوباره برای همشون کادو بخریم ٬ آخه این چه کاری است با این همه شهریه ای که می گیرن.