رفته ایم مهمانی و ارشک را در آغوش گرفته ام تا اگر می خواهد در میان سر و صدا بخوابد ٬ سرش را نزدیک کرده به گوشم و می گوید ٬
: بریم تخت بخوابیم.
- همینجا بخواب مامانی تخت نمی شه.
: بریم تو ٬ روی تخت بخوابیم ٬ شیر می خوام.
رفته ایم روی تخت و برای اینکه همین ۱ شب را شیر نخواهد بهش تذکر می دهم که ٬
- مامانی اینجا مهمونا می بیننمون ٬ امشب شیر نخور.
گوش می دهد و می خوابد.
چند ساعت بعد در خانه بیدار شده و شیر می خواهد و آنچنان با گریه می گوید "مامانی یک ذره شیر بخورم ٬ فقط یک ذره کوچولو شیر بخورم." که دلم می لرزد ٬
خیلی جلوی خودمو گرفتم که بتونم قانونمون رو نشکنم ٬ حالا این "یک ذره کوچولو شیر" شده سوژه ما٬ خیلی نگرانم که آیا می شود راحت شیر خوردن را ترکش داد یا نه...
+ نوشته شده در شنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 9:0 توسط مامان ارشک
|
اینجا محل ثبت خاطرات پسر کوچولوی ماست. باشد که بعدها از دیدنش لذت ببرد...