۱- پسرک از چهارشنبه روبه راه شده ٬ تنها مشکلی که باقیمونده اینه که چون هفته اول مجبور شدم براش پمپرز ببندم ٬ شازده خوشش آمده و مرتب ج ی ش می کنه و حتی شبها هم خدمت رختخواب می رسه و متاسفانه بنده دعواش می کنم ٬ می دونم نباید هیچی بگم ها ولی نمی تونم.

۲- هفته پیش که نرفت مهد ٬ تصمیم دارم این هفته هم نبرمش ٬ بسکه همه بچه ها مریضن و سرما خوردن ٬ می ترسم دوباره پروژه گریه و زاری داشته باشیم.

۳- بالاخره دیروز بنده رسماْ خواهر شوهر شدم ٬ ساعت ۶ تو محضر قرار داشتیم ٬ ساعت ۵:۴۵ آقای سردفتر بدو بدو رفت و گفت تا مهموناتون بیان من برگشتم. ما هم که ساده گفتیم باشه ٬ رفتن همان و ساعت ۸ آمدن همان ٬ خلاصه که ۸/۸/۸۸ شون با ساعت ۸ تکمیل شد ٬ آرزو می کنم خوشبخت بشن.

۴- دخترعموهای ارشک هم به ترتیب مریض شدن و دیروز که نوبت دومی بود ٬ باباش می گفت کلی بچه مریض تو بیمارستان بودن و حتی داروخانه های اطراف بیمارستان دارو تموم کردن ٬ خدا کنه این شیوع بیماری کمی کنترل بشه.

۵- از احوالپرسی همتون ممنونم.