دوست ندارم کسی طولانی مدت از من دلگیر باشد٬ اگر احساس کنم کسی از من دلگیر است باید زود سر و ته قضیه را هم بیاورم و به هر وسیله ای که شده طرف را راضی کنم ٬

به نظرم وقتی یک معذرت خواهی می تواند دوستی ای را از فنا شدن نجات دهد چرا نباید بر زبان آید حتی اگر حق با تو باشد و ......

در راستای اینکه روز قبل از حادثه ای که برای مامانم افتاد سر هم یک جیغ مادر و دختری زده بودیم و من فرصت نکردم ازش عذرخواهی کنم ٬ سعی می کنم اگر کار بدی ازم سر می زنه در اولین فرصت از دل طرف در بیارم و خلاصه سعی می کنم طوری رفتار کنم که اگر همین الان ناگهانی مردم ٬کسی از دست من ناراحت نباشه.

اون روز خسته رسیدم خونه ٬ می خواستیم بریم عید دیدنی ٬ تصمیم گرفتم بخوابم ٬ خوابم نبرد و کوچکترین صداهای ارشک و باباش روی اعصاب من بود ٬

با عصبانیت بیدار شدم ٬ با عصبانیت حاضر شدیم ٬ سر پسرک مدام فریاد بیخود کشیدم ٬ یک بار آنچنان نگاهم کرد که دلم کباب شد ٬ آخر سر با پدرش رفتند دوچرخه سواری تا از شر من و عصبانیتم راحت شوند و من تنهایی لباس بپوشم ٬

وقتی رفتم پایین اون اتفاق افتاد ٬ به خیر گذشت ولی من خیلی فکر کردم که اگر اتفاق بدتری می افتاد آیا من می توانستم خودم را ببخشم.

خیلی زود عصبانی می شم و خیلی زود هم پشیمون می شم ولی هر چه سعی می کنم نمی تونم موقع عصبانیت خودمو کنترل کنم.

باید مدام به خودم یادآوری کنیم که یک ثانیه دیگر نمی دونم چه می شود شاید کنترل رفتارم با بقیه بهتر شود.