ای مادران خونسرد من به شما غبطه می خورم ٬

ای مادران خانه دار

ای مادران با حوصله

ای مادرانی که مدام با بچه هایتان بازی های مختلف می کنید

ای مادرانی که بچه هایتان در اتاق خودشان و در تخت خودشان می خوابند من به شما غبطه می خورم ٬

ای مادرانی که مجبور نیستید صبح ها در خواب لباس به تن بچه هایتان کنید

ای مادرانی که بچه هایتان لاغر نیستند

ای مادرانی که بچه هایتان خوب غذا می خورند من به شما غبطه می خورم.

پسرکم فکر نکنی مادرت همیشه غمگین است ها

نمی دانم اینجا را خواهی خواند یا نه ٬ نمی دانم جرات معرفی اینجا را به تو خواهم داشت یا همیشه مثل الان از اینکه آشنایی اینجا را بخواند وحشت خواهم داشت ٬

پسرکم وقتی غش غش می خندی انگار که دنیا از آن من است ٬

وقتی به زور بغلت می کنم و مجبورت می کنم مرا ببوسی و محکم بغلم کنی دلم از شادی می لرزد ٬

پسرکم دوستت دارم و امیدوارم کمی چاق شوی و شبها در اتاقت بخوابی تا بلکه یکی هم پیدا شود به من غبطه بخورد.

پی نوشت : در دوران قاطی کردن ماهانه ام هستم و تراوشات مزخرف مغزم را نوشتم ٬ به دل نگیرید.