پسرک می پرسد

اسپایدردن ها چه جوری ج.یی.ش می کنن؟

جوجه تیغی ها چه جوری با هم حرف می زنن؟

شیرها هم زیرپوش می پوشن؟

زرافه ها هم شیر می خودن؟

بتمن ها شبا زود می خوابن؟

مورچه ها هم مهدکودک می رن؟

چرا شیرها آهوها رو می خورن؟

چرا ماهی ها توی آب خفه نمی شن؟ و ....

پسرک مدام می پرسد و جواب های مرا با ولع گوش می دهد و به ذهن می سپارد ٬ می ترسم از جوابهایم ٬ تازگی ها یاد گرفته ام قبل از آنکه کلمات از دهانم بپرند بیرون کمی فکر کنم.

پسرک نه تنها دارد بزرگ می شود که دارد یک بار دیگر مرا تربیت می کند.

پی نوشت: من اعتراف می کنم که گاهی جواب هایی می دهم که به نفع خودم باشد.