: مامان جون ماشینمونو عوض کنیم ٬ دیگه اینو دوست ندارم.
- باشه ٬ چه ماشینی دوست داری به جاش بخریم.
: بنز بخریم ٬ باهاش تند تند بریم.
- باید دعا کنی بابات پولدار بشه بتونیم بنز بخریم ٬ بنز خیلی گرونه.
: من از پولهای تو قلکم می دم به بابا بره بنز بخره.
- عزیزم پولهای تو قلکت برای بنز خریدن کافی نیست که.
: خودم پولدار بشم می خرم.
چند دقیقه ای ساکته ٬
: باید مهندس بشم که پولدار بشم که بنز بخرم؟
- می تونی مهندس بشی ٬ دکتر بشی ٬ پروفسور بشی. (نمی دونم پروفسور چه جوری از دهنم پرید بیرون ٬ در ضمن آمدم بگم درس نخونی زودتر پولدار می شی ولی نگفتم)
: پروفسور خوبه ٬ پروفسور می شم.
- مامانی مهم تر از همه اینه که انسان خوبی بشی ٬ مهربون بشی ٬ به بقیه آدما کمک کنی ٬ دست و دلباز بشی ٬ خوب باشی.
: اول بنز بخرم باهاش تند تند زانندگی کنم ٬ بعد اینایی که گفتی می شم ٬ خب مامان؟
اینجا محل ثبت خاطرات پسر کوچولوی ماست. باشد که بعدها از دیدنش لذت ببرد...