فکر کنم قبلا گفتم که پسرک رو برای  پیش دبستانی توی مهد قبلیش ثبت نام کردیم و تقریبا نیم بیشتر دوستاش به مدرسه رفته ان ، روزهای اول سال خیلی ناراحت بود و مدام می پرسید چرا اسم منو تو مدرسه ننوشتی ، احتمالا فکر می کرد که فقط یک مدرسه وجود داره و اون و دوستاش همه قرار است برن یک جا ،

تازگی ها با بچه های دیگه صمیمی تر شده و با یکی از دختر خانمها که اتفاقا هم اسم من هم هست دوست شده ، چند روزی بود که می اومد خونه و هر روز یک استیکر جدید همراهش بود که "اینو .... برام آورده" ، بعد از چند روز منم بهش گفتم خب تو هم یک استیکر براش ببر و نمیدونم که برد یا نه.

دیروز که اومده خونه یک پاکت برق برقی تو کیفش بود که توش چند تا گلبرگ گل بود و روش نوشته بود از طرف خانم ..... که البته من فامیل اون دخترخانم رو نمیدونم ولی ارشک گفت "خب .... بهم داده دیگه" ،

دلم براش رفت، برای احساسات نابش که چطوری به فکرش رسیده یک همچین هدیه ای به دوستش بده، دخترها کلا بااحساس ترن.

اون وقت بچه بی احساس من گل ها رو له کرده که "اینا رو دوست ندارم" ، می گم "... رو دوست نداری؟" ، می گه " نه، این گلا رو دوست ندارم."،

خلاصه گفتم اطلاع بدم که بله ، اینطوریاس.

پی نوشت: ما خوبیم ، زندگی مون به روال عادی برگشته ، فقط هنوز خواب می بینم که چون موهام را کوتاه نکردم ، سرم پر از شپش شده، خواب که نیست کابوس است.