دوباره سلام
می خواستم دوباره اومدنم با عکس و توضیحات مفصل باشه ،
می خواستم خیلی زودتر از اینا بیام و شادیم رو باهاتون تقسیم کنم ،
می خواستم از بزرگ شدن پسرم و تولد دخترم خیلی زودتر از اینها باهاتون حرف بزنم ،
ولی انگار یادم رفته بود که نگهداری از نوزاد چقدر وقت می گیره ، اونم وقتی یک پسر 6 ساله پرانرژی داری که کلی برنامه و کار برای انجام داره ،
اصل موضوع همین بود ، ما شدیم یک خانواده 4 نفره!
من خیلی خوش شانس ام و حالا یک دختر کوچولو به جمعمون اضافه شده ،
دختری که اگر چه مدام شیر می خوره و ...... و شب ها نمی خوابه ، ولی خیلی خیلی شیرین است ،
دختری که امروز 48 روز است به این دنیا اومده و من رو دوباره به عرش رسونده ،
یادم نرفته در تجربه قبلی ام این روزها رو چقدر سخت گذروندم ، کاش بتونم بیشتر بنویسم تا فراموشم نشه قدر این روزها رو بیشتر بدونم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۲ ساعت 12:38 توسط مامان ارشک
|
اینجا محل ثبت خاطرات پسر کوچولوی ماست. باشد که بعدها از دیدنش لذت ببرد...