۲- تازگی ها تصمیم گرفته بره سراغ بوفه شکستنی ها ٬ از آنجایی که تا حالا با اینکه قسمتی از بوفه حتی شیشه هم نداره اصلاْ نمی رفت سراغشون ٬ گفتم بچه ام چه خوبه ولی فکر کنم باید همه چیز رو جمع کنم.
۳- هر چی به این آقای همسر گفتم جلوی بچه سیگار نکش گوش نکرد ٬ فسقلی تازگی ها سیگار که می بینه ٬ با لبش هوا رو می کشه تو بعدش فوت می کنه.
۴- کاملاْ یاد گرفته که با گریه به کام دلش برسه ٬ آنقدر هم دل ریش کننده گریه می کنه که دل آدم کباب می شه و نتیجه همونی می شه که ایشون می خوان.
۵- حسابی ددری شده و اصلاْ تو خونه نمی مونه ٬ وقتی هم که میره بیرون دیگه برنمی گرده و دم در که می رسه جیغ و دادش بلند می شه ٬ فکر کنم وقتی راه بیافته باید در خونه رو قفل کنم.
۶- گوش شیطون کر ٬ چشم شیطون کور ٬ خدا رو شکر ٬ شبها داره بهتر می خوابه و دیگه زود زود بیدار نمی شه.
۷- یاد گرفته وقتی من چیزی رو می گم نه بره سراغ باباش و از آنجایی که باباش کلاْ بلد نیست نه بگه ٬ داره یاد می گیره که بابا خوبه و مامان بد. باز من هی شب ها بیدار شم برم بالای سرش.....
اینجا محل ثبت خاطرات پسر کوچولوی ماست. باشد که بعدها از دیدنش لذت ببرد...