نمی دونم چون من و همسرم به نظر بعضی ها خوب می آییم باید بچه مون نابغه بشه و این نابغه شدن باید از همین الان در بچه پدیدار بشه ٬
نمی دونم خانم هایی که هم دوره مامان بنده هستن چون مامانم نیست باید با من رقابت کنن و پز بچه ها و نوه هاشون رو که ماشاله الان برای خودشون آقا و خانومی شدن رو به من بدن ٬
نمی دونم گفتن اینکه بچه من ۱ سالگی می رفت نون می خرید و بچه شما هنوز خوب حرف نمی زنه چه نفعی به حال شنونده داره ٬
نمی دونم شمردن اعداد تا ۱۰ برای یک بچه ۱.۵ ساله چقدر مهمه ٬
نمی دونم چرا باید بچه رو تحت فشار قرار داد تا یاد بگیره گاو چی می گه و گربه چه شکلی است ٬
نمی دونم وقتی از بچه چیزی رو می پرسن و جواب می ده ٬ چرا سوال ها رو آنقدر ادامه می دن تا بالاخره به جایی برسه که بچه نمی دونه و بگن ااااا نمی دونی کلاغ چی می گه؟
نمی گم مادر خوبی ام یعنی خیلی هم متوسط رو به بدم ولی من در این ۱.۵ سال به بچه ام یاد دادم که همیشه بخنده ٬ یاد دادم که همیشه شاد باشه ٬ یاد دادم که با همه چیز می تونه بازی کنه ٬ یاد دادم که وقتی از خواب بیدار می شه نق نزنه بلکه بدوه و بخنده و شیطنت کنه ٬ اینا کمه ؟؟؟؟
نمی دونم چرا در این ۱.۵ سال من همه سرماخوردگیهام رو از ارشک گرفتم ٬
نمی دونم چرا سرماخوردگی اون ۲۴ ساعت طول می کشه و مال من ۵ روز که ۲ روزش رو به موت می شم ٬
کاشکی اینهمه با هم رقابت نمی کردیم ٬ سر همه چی معدل ٬ رشته دانشگاهی ٬ سن ازدواج ٬ مهریه ٬ متراژ خونه ٬ جای خونه ٬ نوع ماشین ٬ شغل شوهر ٬ بچه ٬ .....
من به هیچ کدوم اینا اهمیت نمی دم ٬ به خدا نمی دم ٬ چرا کاری می کنین که من بهتون لبخند حماقت بار بزنم.
برای من حتی مهم نیست که بچه ام از بچه های همتون کم هوشتر باشه ٬ تنها چیزی که برام مهمه وزنشه بابا ٬ وزنش...![]()
اینجا محل ثبت خاطرات پسر کوچولوی ماست. باشد که بعدها از دیدنش لذت ببرد...