سال ۸۲ است ٫ همين امروز ۶ مرداد ٫ ساعت ۱ است يا ۲ يادم نمی آيم ٫ تلفن زنگ ميزند ٫ دختر خاله ام است ٫ حرفهايی از بيمارستان و اينکه ساعتی است با بقيه خاله ها و دختر خاله ها بر سر اينکه کدامشان به من زنگ بزنند جر و بحث می کنند.
" تو بيمارستانی و من بايد بدوم" ٫ ولی تو بايد الان در کلاس ايروبيک باشی ٫ چرا امروز با هم حرف نزديم ٫ آخ که باز تقصير من است ٫ ديروز عصر سر کندن موهايم با هم بحث کرديم و مثلاً قهريم ٫ وگرنه هر روز تلفنی صحبت می کنيم.
می دوم دم در شرکت و منتظر آژانس می ايستم ٫ همکاری می دود ٫ می خواهند ببرندت اتاق عمل و منتظر اجازه منند ٫ من از همه نزديکترم ٫ دربست می گيرم و می دوم.
می رسم اورژانس ٫ موهايت را تراشيده اند ٫ قلبم می خواهد بيرون بيايد ٫ اجازه عمل را امضا می کنم ٫ می گويند فايده ندارد ٫ نمی فهمم ٫ هنوز تنهايم ٫ آقای همسر می خواهد برود سفر برای مقدمات سربازی ٫ خاک بر سر اين زيمنس اس ال ۴۵ ٫ وسط اتوبان قم است ٫ می گويم برگرد.
برادرم آمده ٫ پشت اتاق عمليم ٫ دکتر اسم و رسم دار نگران پول است ٫ مدام می گويد فايده ندارد ٫ قلبم می خواهد بيرون بيايد ٫ اصرار می کنم که عملت کنند و از خدا می خواهم حداقل اجازه دهد فقط يک بار ديگر با تو حرف بزنم.
همه آمده اند ٫ همه يارهايت آمده اند ٫ دلم می خواهد همه را بکشم ٫ دلم می خواهد همه شان بميرند و تو برگردی ٫ بابا می رسد ٫ خجالت آور است ولی دلم می خواهد بابا بميرد و تو برگردی. آقای همسر می آيد با چمدان ٫ از روی گاردريل های وسط اتوبان قم با چمدان پريده ٫ در آغوشش اولين گريه را سر می دهم.
حرفها را نمی فهمم ٫ رفته بودی خريد ٫ طبقه دوم مغازه ای ٫ چه شده که در پله ها افتاده ای کسی نمی داند ٫ سرت به پاگرد سنگی خورده ٫ تو که هيچ وقت در هيچ مغازه ای به خاطر کمر دردت طبقه دوم نمی رفتی ٫ کسی صدايت زده بود ؟ کاش شکسته بود سرت ٫ کاش به ما زنگ زده بودی ٫ عادت نداشتی ٫ هميشه تو برای ديگران پشت و پناه بودی ٫ توی تاکسی حالت به هم خورده و راننده رسانده بودت بيمارستان.
کی آمديم خانه يادم نيست ٫ فقط صدای زنگ می شنوم و هر بار عده ای گريه کنان می آيند و مرا در آغوش می کشند ٫ می دانم که بر می گردی و دلم می خواهد همه را بيرون بريزم ٫ مطمئنم که بر می گردی به خانه. مطمئنم که قويتر از اين حرفهايی ٫ هنوز من و خيلی های ديگر محتاج توايم.
کاش فقط يک بار چشم می گشودی و می گفتی که مرا بخشيده ای. کاش ميدانستی جای قلبم خالی شده است.